به استاد س ن
مرغ روحت بال هایش بسته در زندان نبود
عطر پاک تو شمیم سوسن گلدان نبود
خوب میدانی نخوردم بی تو نان جز خون دل
دست مزد روز های نیمه جا نم« آن» نبود
کاش می بودی کنارم روز هایی که هنوز :
برگ های دفترم بازیچه ی طوفان نبود
کی پرستو با کلاغی می پرد در یک مسیر؟
حیف « شوکا » در لغت هم معنی « جیران » نبود!
تازه می ماندم اگر با اشک می شستم تنی،
در کویر چشم هایم قطره ای باران نبود
از زمانی که به چاه ه افتاده ام ماتم هنوز
کاش در دنیا کسی مانند من حیران نبود!
جاده ها لغزنده از دنیای بی زنجیری است
بر زمین افتاد آدم ،جرم از شیطان نبود
گر چه با گیسوی مهتاب تو بالا آمدم
آه..!از این چاه بالاآمدن آسان نبود!!
کلمات کلیدی :س ن
